چشمه چاه مروارید قطب آباد
چاه مروارید یا
چو مور واری
🌹🌴
آن زمانها که شما
هنوز بدنیا نیامده بودی و یا در قنداق و یا در گهواره شما را می جنباندن
ما با پای پتی با خر و سنکشه برای اورردن آب
به چو مور واری میرفتیم
این آب شیرین که نام مروارید برآن نهاده اند
در این قطب که تمام زمینهایش شوره زار بود
بوسیله قنات از دور دستها به برکه که دو متر گود به اندازه ۳۰۰ متر مربع بود می ریخت که زمینهای اطرااف آن متعلق به برادران سعیدی بود و از سرریز مشکها پر می شدو درختان نخل و مرکبات سیراب می شد
آب برداری از این قرار بود که زنهای زرنگ امثال
عجب میش باقر
زن کل بابایی
معصومه کل رمضون
عمه میش قمر
طاووس دادلا
زنهای قد بلندی بودن
پایین می رفتند و دهنه مشک ها را زیر آب می گرفتن و پر می کردن
و به راحتی بالا می فرستاد ن
من که ۷ سالم بود مشکها رابرایم پر می کردند و کمک میدادن بار می کردند
راهی خانه میشدم
ضمنا برکه پله نداشت دور آن سنگ چین بود
پایین می رفتند
بیشتر خانه ها خر نداشتند زنان و دختران با دمپایی و مشک زیر بغل تا ته قلعه قحطی
زمین نمی گذاشتند
بعضی ها هم که خر نداشتن مثل خانه آغالی
از خر ممد کریم استفاده میکردن برای آب آوردن
که دوربین حسین حاجیانی این معلم زحمت کش و به گردن ما حق دارد
میش خودا را در حال آوردن آب از چومور واری با چوبدستی و مشکی پیشه به تصویر کشیده که تمام آن خاطرات در تک تک دوستان هم سن و سالم زنده می کند
در حیاط خانه جایی برای نگهداری مشکهای پر آب بود که مش که له دو ن مشکلدون
می گفتن و بسیار آب خنک میشد در تابستان و همیشه کاسه ای معدنی به پشت روی مشکها بود برای گرفتن آب از مشکها
گویا روزی ماری به زیر همین کاسه روی مشک می رود به گمانم اگر اشتباه نکنم مادر معصومی ها گزیده میشود
واز بین میرود
برای شادی روح آنهایی که نام بردیم دربین ما نیستند صلوات
🌹🌴💙🌴💙♣️
لولو شیراز ۱۴۰۰ نوشته آزاد شهلایی